سيد علي اكبر قرشي
124
قاموس قرآن ( فارسي )
ناصح و خير خواهم و مطمئنم كه خير خواهم ، و همچنين در آيه ى * ( « إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ » ) * شعراء : 107 و امثال آن ، يعنى از رسالتم مطمئنم و ايضا ممكن است بمعنى مفعول باشد . آيات * ( « إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقامٍ أَمِينٍ » ) * دخان : 51 * ( « وَهذَا الْبَلَدِ الأَمِينِ » ) * تين : 3 مثل بلدا آمنااند . بنا بر آنچه گذشت ، امانت را از آنجهت امانت گويند كه شخص امانت گذار از خيانت آنكه امانت پيش اوست مطمئن و ايمن است « 1 » مؤمِن فعل امن اگر متعدّى بنفسه باشد بمعنى ايمنى دادن است مثل * ( « وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ » ) * قريش : 4 يعنى آنها را از ترس ايمن گردانيد و مؤمن كه از اسماء حسنى است از همين معنى است ، يعنى ايمنى دهنده ( مفردات ) * ( « لا إِله إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ - الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ » ) * حشر : 23 . آياتيكه آمن و آمنوا و ساير مشتقّات آن بمعنى ايمان آوردن است ، اكثرا با باء و گاهى با لام متعدّى شدهاند مثل * ( « كُلٌّ آمَنَ بِالله » ) * بقره : 285 و مثل * ( « فَآمَنَ لَه لُوطٌ » ) * عنكبوت : 26 . ايمان : تسليم توأم با اطمينان خاطر . اگر گويند : چرا بر خلاف اهل تفسير ايمان را تسليم معنى ميكنيد با آنكه طبرسى رحمه الله فرموده ازهرى ميگويد : علماء اتفاق دارند بر اينكه ايمان بمعنى تصديق است ، الميزان آن را استقرار اعتقاد در قلب معنى كرده و راغب تصديق توأم با اطمينان خاطر گفته است . گوئيم [ قرآن مجيد ايمان بمعنى اعتقاد را تأييد نميكند ] بلكه بهترين معناى آن همان تسليم است زيرا مىبينيم آنانرا كه اعتقاد دارند ولى تسليم عقيدهء خويش نيستند كافر مىشمارد . در بارهء فرعون و قوم او آمده : * ( « وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوًّا » ) * نمل : 14 فرعونيان در باطن و نفس خويش عقيده داشتند كه آيات موسى از قبيل عصا و غيره از جانب خداست ولى
--> « 1 » راجع بآيهء * ( « إِنَّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ » به « جهل » رجوع شود